۱۳۸۹ اسفند ۱۶, دوشنبه
۱۳۸۹ اسفند ۱۱, چهارشنبه
رژیم وابسته به صیهونیست و امپریالیست .....
داشتم فکر میکردم مشخصات یک حکومت دست نشانده یا اصلن به قول خود رژیم ایران وابسته به صیهونیست و امپریالیست چیست و چرا غرب چشمشو به مانند مصر و لیبی و تونس بروی فریاد آزادی خواهانه ملت ایران باز نمیکنه
گفتم بیام یک برسی کنم از حکومت ایران از آغاز تا کنون خیلی کوتاه :
خمینی با آغاز شورش ها به پاریس برده شد آنجا شب و روز با رسانه هایی غربی گفتگو کرد و سرانجام با ایر فرانس وارد تهران شد
یک نگاه به افراد دست اندر کار حکومت ایران تا امروز به گفته خود دولت ایران نشان میدهد که مهمترین و با وفا ترین و مسلمان ترین ان ها عامل و باج بگیر دولت هایی غربی و اسراییل بوده اند
در زمان خود خمینی :نخست وزیر انقلاب و وزیران او آشکار گشت وابسته به امریکا و صیهونیست جهانی هستند وزیران باقی مانده ابراهیم یزدی در زندان میباشد و چند وزیر دیگر هم کشته شدند. رییس رادیو تلوزیون مهمترین و نزدیکترین و مترجم خمینی، قطب زاده اعدام شد .
نخستین رییس جمهور که با آرای ۲۰ میلیون ایرانی بر طبق گفته خود حکومت ایران انتخاب شده بود آشکار شد عامل امپریالیست جهان خوار!! و صهیونیست میباشد به دستور خمینی با جمله معروف : اگر ۲۰ میلیون بگین اره من میگویم نه بنی صدر باید برود !برکنار, که ایشان هم فراری شد.
نخست وزیر مورد تایید امام!!! که ازاو به نام نخست وزیر امام و نخست وزیر جنگ نام برده میشود امروز فهمیدیم که عامل صهیونیست جهان خوار است ایشان با دریافت پول از امریکا در ایران گروهایی فتنه را تشکیل میداده
از دانشجویان خط امام یا پناهنده شده اند یا در زندان یا برچسب عامل امریکا خورده اند.
رییس مجلس اسلامی که سالیان سال این سمت را با عهده داشت یار شفیق خمینی مهدی کروبی رییس بنیاد مستضعفین عامل امریکا و صهیونیست جهانی شناخته شده.امروز ما میدانیم که میلیون ها دلار برای آشوب هایی پس از انتخابات در ایران از امریکا و اسراییل دریافت کرده
رییس مجلس و مجلس خبرگان و ۸ سال رییس جمهور ایران اسلامی رفسنجانی عامل امریکا مستکبر با ثروت افسانه ای خود و فرزندان
خاتمی ۸ سال رییس جمهور اسلامی مورد تاید شورایی نگهبان و رهبری امروز آشکار شده ایشان هم عامل امریکا هاست و از امریکا پول میگرفته
بسیار از وزیران و وکیلان که اکنون یا در زندان هستند یا کشته شده اند را به جهت کمی وقت از ان ها در اینجا نام نمیبرم
در یک جم بندی میبینیم
در زمان ۳ رییس جمهور به عبارت ۱۸ سال (۲ سال بنی صدر ۸ سال رفسنجانی ۸ سال خاتمی) یک دولت انقلاب به عبارت ۱ سال کشور را امپریالیست امریکا و نوکران صهیونیست اداره میکردند البته از یاد نبریم که خانه ملت هم رییس ان حقوق بگیر امریکا بوده در این سال ها بسیاری از مراجع تقلید شیعیان ازآیت الله العظمی صانعی، آیت الله موسوی اردبیلی آیت الله دستغیب ایات الله منتظری و ،حجت ااسلام موسوی خمینی ها و ری شهری، و بسیاری دیگر هم اکنون در لیست حقوق بگیران سی ای ا و موساد هستند
حالا خودمونیم میتوانید بگوید این انقلاب سال ۵۷ را که کرد و سالیان دراز بر این کشور چه کسی حکمرانی کرده و خود خمینی عامل که بود، اگر این ها شاگردانش و وفا دارانش هستند و هر کدام ادعا دارند ان ها در خط امامند و ان ها شاگردان بر حق او هستند, که به که هست تو این کشور ؟
حالا تازه آدم میفهمه چرا امریکا و کشور هایی غربی همان روز نخست تو تونس زود اه و ناله " وا دموکراسی" سر داد و هنگامی که ۴ تا شتر سوار با شلاق مردم مصر را کتک زدند به مبارک پیام فرستند که او یک دیکتاتور هست، ولی کشتهای ایران و تظاهر کنندگان میلیونی پس از انتخابات و چند سد هزار نفری ما ایرانی ها را نمیبیند آخه میگن چاقو که دسته خودشو نمیبره
گفتم بیام یک برسی کنم از حکومت ایران از آغاز تا کنون خیلی کوتاه :
خمینی با آغاز شورش ها به پاریس برده شد آنجا شب و روز با رسانه هایی غربی گفتگو کرد و سرانجام با ایر فرانس وارد تهران شد
یک نگاه به افراد دست اندر کار حکومت ایران تا امروز به گفته خود دولت ایران نشان میدهد که مهمترین و با وفا ترین و مسلمان ترین ان ها عامل و باج بگیر دولت هایی غربی و اسراییل بوده اند
در زمان خود خمینی :نخست وزیر انقلاب و وزیران او آشکار گشت وابسته به امریکا و صیهونیست جهانی هستند وزیران باقی مانده ابراهیم یزدی در زندان میباشد و چند وزیر دیگر هم کشته شدند. رییس رادیو تلوزیون مهمترین و نزدیکترین و مترجم خمینی، قطب زاده اعدام شد .
نخستین رییس جمهور که با آرای ۲۰ میلیون ایرانی بر طبق گفته خود حکومت ایران انتخاب شده بود آشکار شد عامل امپریالیست جهان خوار!! و صهیونیست میباشد به دستور خمینی با جمله معروف : اگر ۲۰ میلیون بگین اره من میگویم نه بنی صدر باید برود !برکنار, که ایشان هم فراری شد.
نخست وزیر مورد تایید امام!!! که ازاو به نام نخست وزیر امام و نخست وزیر جنگ نام برده میشود امروز فهمیدیم که عامل صهیونیست جهان خوار است ایشان با دریافت پول از امریکا در ایران گروهایی فتنه را تشکیل میداده
از دانشجویان خط امام یا پناهنده شده اند یا در زندان یا برچسب عامل امریکا خورده اند.
رییس مجلس اسلامی که سالیان سال این سمت را با عهده داشت یار شفیق خمینی مهدی کروبی رییس بنیاد مستضعفین عامل امریکا و صهیونیست جهانی شناخته شده.امروز ما میدانیم که میلیون ها دلار برای آشوب هایی پس از انتخابات در ایران از امریکا و اسراییل دریافت کرده
رییس مجلس و مجلس خبرگان و ۸ سال رییس جمهور ایران اسلامی رفسنجانی عامل امریکا مستکبر با ثروت افسانه ای خود و فرزندان
خاتمی ۸ سال رییس جمهور اسلامی مورد تاید شورایی نگهبان و رهبری امروز آشکار شده ایشان هم عامل امریکا هاست و از امریکا پول میگرفته
بسیار از وزیران و وکیلان که اکنون یا در زندان هستند یا کشته شده اند را به جهت کمی وقت از ان ها در اینجا نام نمیبرم
در یک جم بندی میبینیم
در زمان ۳ رییس جمهور به عبارت ۱۸ سال (۲ سال بنی صدر ۸ سال رفسنجانی ۸ سال خاتمی) یک دولت انقلاب به عبارت ۱ سال کشور را امپریالیست امریکا و نوکران صهیونیست اداره میکردند البته از یاد نبریم که خانه ملت هم رییس ان حقوق بگیر امریکا بوده در این سال ها بسیاری از مراجع تقلید شیعیان ازآیت الله العظمی صانعی، آیت الله موسوی اردبیلی آیت الله دستغیب ایات الله منتظری و ،حجت ااسلام موسوی خمینی ها و ری شهری، و بسیاری دیگر هم اکنون در لیست حقوق بگیران سی ای ا و موساد هستند
حالا خودمونیم میتوانید بگوید این انقلاب سال ۵۷ را که کرد و سالیان دراز بر این کشور چه کسی حکمرانی کرده و خود خمینی عامل که بود، اگر این ها شاگردانش و وفا دارانش هستند و هر کدام ادعا دارند ان ها در خط امامند و ان ها شاگردان بر حق او هستند, که به که هست تو این کشور ؟
حالا تازه آدم میفهمه چرا امریکا و کشور هایی غربی همان روز نخست تو تونس زود اه و ناله " وا دموکراسی" سر داد و هنگامی که ۴ تا شتر سوار با شلاق مردم مصر را کتک زدند به مبارک پیام فرستند که او یک دیکتاتور هست، ولی کشتهای ایران و تظاهر کنندگان میلیونی پس از انتخابات و چند سد هزار نفری ما ایرانی ها را نمیبیند آخه میگن چاقو که دسته خودشو نمیبره
۱۳۸۹ اسفند ۲, دوشنبه
۱۳۸۹ بهمن ۲۰, چهارشنبه
به بهانه 19 بهمن حماسه سیاهکل
۱۴ سالم بود که با جریان هایی مخالف رژیم شاه آشنا شدم و جنبش هایی چپ را تنها راه نجات ایران دیدم از همان سالها با سازمان چریک هایی فدایی خلق ایران اشنا شدم
راه نجات ایران را تن ها به مبارزه مسلحانه میدیدم چون راه هایی دیگر شکست خورده بود و سازمان یک سازمان جوان که از دانشجویان انقلابی تشکیل شده بود و فسیل بودن عقاید چپ را به مانند حزب توده ندا شتند
در همان سال ها با ادبیات مارکسیست - لنینیستی آشنا شدم و در ۱۵ سالگی کاپیتال مارکس را به گفتگو کشاندم...............
در همان سال ها فعالیت خود را در گرد آوردی دانشجو ها برای تظاهرات ضد رژیم شاه آغاز کردم و کمی دیر تر برنامه اشغال سر کنسولگری ایران در مومبای را ریختم که با پیروزی انجام شد تابلویی سرکنسولگری شاهنشای را پایین کشیدم و تابلو پیش ساخته جمهوری ایران را بالا بردم لذتی داشت هنگامی که از پشت شیشه طبقه نخست پرچم هایی سرخ حزب هایی کمونیست هند و دانشجو ها را میدیدم در پوست خود نمیگنجیدم برای مردم و دانشجوهایی ایرانی سخن رانی کردم پس از ان با ۴ تا از رفقا و پس از ۳ روز خود را تسیلم پلیس هند کردیم
پس از ۲۲ بهمن به ایران بازگشتم و به انگیزه داشتن سواد بالایی سیاسی با سن کم ولی با سابق درخشان پس از گفتگو هایی سیاسی عقیدتی و گفتگو ها در باره ادبیات و آموزش هایی مارکسیست لنینیستی به عضویت سازمان در آمدم و مسول تبلیغات و کتاب خوانی و تشکیل هسته هایی مطا لعآتی شدم.........
سال ها گذشت ....
از دل و جان و با شوق به یکی از کشور هایی سوسیالیستی رفتم تا از نزدیک پیشرفت هایی بزرگ ان ها را ببینم آزادی را حس کنم و ببینم که فقر ریشه کن شده ببینم که رفیق لنین زحمتش به هدر نرفته و درفش سرخ بر روی بام هر خانه استوار ایستاده .در روزهایی نخست مردمی دل مرده دیدم که با یک پاکت سیگار دخترانش با غریبه ها و توریست ها هم خوابگی میکردند نمیتوانستم باور کنم این ها حتمن عا مل امپریالیست بودندمغازهها خالی بود سهمیه هر خانواده ۱ لیتر روغن و ۱ کیلو شکر بود . راه ها به بد ترین گونه خود بود بهداشت رایگان ولی در بد ترین و پایین ترین سطح بود
و تا رشوه نمیدادی پزشک تو را نمیدید
مردم کوچه و بازار ناراضی بودند من که با خوش حالی به ان ها تواریش( به روسی و به چم رفیق ،کمونیست ها برای هم استفاده میکنند )میگفتم ان ها حالشان از این پسوند به هم میخورد در خانه ان ها نه درفش سرخی بود و نه عکس رفیق لنین .افراد حزب در بهترین خانه ها زندگی میکردند و بهترین خوراک ها را داشتند آب گرم در هوایی منهای ۲۰ درجه روزی یک ساعت بود و افراد حزب در خانه خود سونا و استخر هایی ابه گرم داشتند البته در بیرون از خانه خود را چنان ساده و با لباسی ساده نشان میدادند کاری که امروز هم سر دم داران جمهوری اسلامی میکنند شگفتا که پرولتاریا از لنین و مارکس متنفر بودند و افراد پول در و سر دم داران با شوق از لنین میگفتند کم کم دریافتم چگونه سالیان سال به خود و به ما دروغ گفتند و بیهوده زیستم و برای آرمانی دروغین جنگیدیم ..... پس از سالیان سال باور به پوچی رسیدم درد داشتم و با خود میجنگیدم میگریستم که چگونه افکار پوچ را آگهی میکردم ....دیر تر در انقلابشان بر ضد رژیم سوسیالیستی و حکومت دیکتاتوری در کنارشان ایستادم به ان ها درست کردن کوکتل مولوتف و استفاده از کلاشنیکف را یاد دادم و در گرفتن دفتر مرکزی حزب کمونیست به ان ها یاری دادم عکس هایی لنین را پایین کشیدم درفش سرخ را به زیره پا انداختم
جهان سر به سر عبرت و حکمت است
چرا بهره ما همه غفلت است
پاره ای از خاطرات یک عضو پیشین سازمان چریک هایی فدایی خلق ایران
جهان سر به سر عبرت و حکمت است
چرا بهره ما همه غفلت است
پاره ای از خاطرات یک عضو پیشین سازمان چریک هایی فدایی خلق ایران
بسیار شندیده یم که میگویند خوب این و ان رویداد رخ داده ولی اکنون چه کنیم دوستان گذشته چراغ راه آینده است باید خواند و یاد گرفت و اشتباهت را دوباره تکراره نکرد.
باید روش دو گام به پیش یک گام به پس را اجرا کنیم در هر دو گامی به پیش یک گام برگردیم و ارزیابی کنیم و تند تند بدون برسی په پیش نرویم که راهرو ان است که آهسته و پیوسته رود
سیاهکل چگونه آغاز شد:
علی صفایی در سال ١٣١٨ در تهران متولد شد . در دوران تحصیل در هنرستان صنعتی تهران با سعید کلانتری آشنا و در با او همکاری نزدیکی داشت . با آشنایی با جنبش کارگری ، مارکسیسم _ لنینیسم را پایه فکر ی خود قرار داد .او گروه کوه نوردی کاوه را پایه گذاری کرد و یکی از فعالین مبارزات صنفی دانش آموزی و از کوه نوردان برجسته آن سال ها شد.
۱۳۸۹ بهمن ۱۹, سهشنبه
«سکوت در برابر دروغ دروغگو» توسط مراجع
دروغ دروغه ولی نگاه کنید آیات عظام دیدگاهشون چیه, خوب چگونه میشود به این ها باور داشت
آفتاب: آیات عظام «مکارم شیرازی»، «صافی گلپایگانی»، «حسینی زنجانی»، «علوی گرگانی» و « نوری همدانی» به استفتای ایسنا درباره "سکوت در برابر دروغ دروغگو"پاسخ دادند.
متن سوال و پاسخ مراجع عظام به شرح زیر است:
سوال: نظر حضرتعالی دربارهی «سکوت در برابر دروغ دروغگو» چیست؟
پاسخ آیتالله العظمیمکارم شیرازی: در صورتی که دروغ او سبب مفسدهای بشود جایز نیست.
پاسخ آیتالله العظمیصافیگلپایگانی: موارد مختلف است حکم کلی نمیتوان کرد.
پاسخ آیتالله العظمیعلویگرگانی: همه جا وظیفه نداریم که دروغگو را رسوا نماییم وچه بسا در مواردی رسوا کردن دروغگو جایز نباشد.
پاسخ آیتاللهالعظمینوری همدانی: چنانچه سکوت در مورد مسأله مذکور موجب مفسده شود جایز نیست.
پاسخ آیتالله العظمیحسینی زنجانی: سکوت جایز نیست مگر ضرر به معترض داشته باشد.
آفتاب: آیات عظام «مکارم شیرازی»، «صافی گلپایگانی»، «حسینی زنجانی»، «علوی گرگانی» و « نوری همدانی» به استفتای ایسنا درباره "سکوت در برابر دروغ دروغگو"پاسخ دادند.
متن سوال و پاسخ مراجع عظام به شرح زیر است:
سوال: نظر حضرتعالی دربارهی «سکوت در برابر دروغ دروغگو» چیست؟
پاسخ آیتالله العظمیمکارم شیرازی: در صورتی که دروغ او سبب مفسدهای بشود جایز نیست.
پاسخ آیتالله العظمیصافیگلپایگانی: موارد مختلف است حکم کلی نمیتوان کرد.
پاسخ آیتالله العظمیعلویگرگانی: همه جا وظیفه نداریم که دروغگو را رسوا نماییم وچه بسا در مواردی رسوا کردن دروغگو جایز نباشد.
پاسخ آیتاللهالعظمینوری همدانی: چنانچه سکوت در مورد مسأله مذکور موجب مفسده شود جایز نیست.
پاسخ آیتالله العظمیحسینی زنجانی: سکوت جایز نیست مگر ضرر به معترض داشته باشد.
در دستهی:
دروغ
۱۳۸۹ بهمن ۱۱, دوشنبه
جشن سده خجسته باد
آنان که ما را به نماز خوف وا می دارند،
هر گز نمی دانند
که در درازنای این شب قیرگون
در درون یکایک ما
آتشگاه سده ای برپاست ...
فلب من سده ای است فروزان
قلب تو نیز ،
و قلب او ... اکنون بیا
تا در برودت هراسناک این شامگاه زمستانی ،
گهواره ی بامداد راستین را
دیگر باره
به جنبش آوریم
هر گز نمی دانند
که در درازنای این شب قیرگون
در درون یکایک ما
آتشگاه سده ای برپاست ...
فلب من سده ای است فروزان
قلب تو نیز ،
و قلب او ... اکنون بیا
تا در برودت هراسناک این شامگاه زمستانی ،
گهواره ی بامداد راستین را
دیگر باره
به جنبش آوریم
و لالایی آتشناک سده را
باز آنچنان واگویه کنیم ،
که خورشید بیدار شود ،
بالا بلند
سرکش
و فروزان .... *
پیرایه یغماییباز آنچنان واگویه کنیم ،
که خورشید بیدار شود ،
بالا بلند
سرکش
و فروزان .... *
-------------------------------------------------------------------------------------------------
۱۳۸۹ بهمن ۶, چهارشنبه
جهل و نادانی
در سرزمین گریه، همیشه عزادار، حرکت نمادين کاروان اسراي کربلا در اربعین حسینی در تهران!!!!
نام: يزيد
شهرت: بني اميه
نام پدر: معاويه
نام پدربزرگ: ابوسفيان
نام جد بزرگ: عبدالمطلب
-------------------------
نام: حسين
شهرت: بني هاشم
نام پدر: علي
نام پدربزرگ: محمد و ابوطالب
نام جد بزرگ: عبدالمطلب
نتيجه گيري:
رابطه حسين و يزيد: پسر پسرعمو
رابطه علي و معاويه: پسرعمو
رابطه معاويه و محمد: پسرعمو
رابطه ابوسفيان و ابوطالب: برادر
رابطه محمد و ابوسفيان: ابوسفيان عموي محمد
رابطه ابوسفيان و علي: ابوسفيان عموي علي
به قول مستشارالملک تو قهوه ي تلخ يکي ديگه با يکي ديگه تو يه جاي ديگه:
اين قضيه به من چه ربطي داره؟
دو تا پسر عمو که رابطه ي خوني با هم داشتن و سر قدرت باهم جنگيدن و يکيشون کشته شده و هيچ دخلي هم به ما نداره و اونوقت ما عزاداري مي کنيم.
محرم ماه اول سال قمري هستش و همه ي عرب هاي دنيا دقيقن تا 10 محرم جشن ميگيرن و اصلن نمي دونن حسين کيه، يزيد کيه؟
حالا اين وسط ما شديم کاسه ي داغ تر از آش.
حالا به مردم بگو که کدومتون بابک خرم دين، مازيار، افشين، ابومسلم، استادسيس و غيره رو ميشناسي؟
به قول مرحوم احمد کسروي تبريزي:
بدبخت ملتي که تاريخ کشورش را نداند
شوربخت تر از آن ملتي که نخواهد تاريخ کشورش را بداند
تيره بخت از آن ملتي که تاريخ کشورش را به ريشخند بگيرد
که هر سه گزينه شامل حال ما ميشه
و يکي از عوامل اصلي بدبختي و تيره روزي و عقب موندگي ما همين موضوع هستش
-----------
با سپس از دوست گرام و همیشه خوبم که این نوشته را برای من فرستاد
در دستهی:
جهل و نادانی,
محرم
۱۳۸۹ دی ۳۰, پنجشنبه
یادگار تختی
غلامرضا تختي حالا در آمريكا زندگي ميكند.
در سايت اينترنتياش كريسمس و سال نو ميلادي را با عكسهايي از كاجهاي تزئينشده جشن ميگيرد.
از «هالوين» مينويسد و عكس كدو تنبل به ما نشان ميدهد.
غلامرضا تختي در آمريكا آرامآرام بزرگ ميشود و به فرهنگ آمريكا آرامآرام خو ميكند.
او كه بايد بيش از هركسي شبيه پدربزرگش باشد و احتمالا هم هست،
هزاران كيلومتر از ايران دور شده. حقيقت تلخي است برادر!
جهان پهلوان با پسرش بابک
او كه حالا 14 ساله است و به سختي تلاش ميكند در غربت همچنان غلامرضا تختي بماند، سال پيش در چنين روزهايي از ياد پدربزگ نوشته بود. اين يادداشت كوتاه، سرشار از غم و شوق و لبخند و اشك است:
"ديروز سالگرد پدربزرگم بود و ما نبوديم.
آن سالهايي كه بوديم مامانم و بابام شير و موز ميآوردن مدرسه.
بعد از مدرسه هم، من و مامانم ميرفتيم خانه مادربزرگم و صبر ميكرديم تا شب كه بابام بياد از ابنبابويه و حسينيه ارشاد...
تلويزيون روشن بود اما پدرم را نشان نميدادند.
اين بود كه همه خيال ميكردند بابام نرفته.
ما مجبور بوديم به تلفنها جواب بدهيم و بگوييم كه بابام آنجا بود.
بعد همه فهميدند كه چرا بابام را نشان نميدهند،
با اينكه او از همه بلندتر و پرزورتر و قشنگتر است و تازه فرزند جهانپهلوان هم هست...
من اينجا كه آمدم به مادرم گفتم هيچكس مرا نميشناسد و من چطور بروم مدرسه؟
تو ايران همه ميدانستند من كي هستم اما اينجا چه كسي ميفهمد؟
مادرم گفت چه بهتر، خودت بايد كاري كني كه همه تو را بشناسند.
اين بود كه درس خواندم خيلي.
تو زبان انگليسي اول شدم،
بين دانشآموزان آمريكايي توي سه كلاس رياضي اول شدم و توي چهار كلاس علوم اول شدم و خيلي جايزه گرفتم؛
تازه بهخاطر اينكه به يك بچه چيني كمك كردم كارت مخصوص به من دادند
و تازه آنوقت بود كه فهميدم من هم كمي خوب هستم.
بعد يكي از معلمها به من گفت درباره شب يلدا كار كنم، تحقيق كنم.
كردم. ديدم چقدر قشنگ است شب يلدا.
همانوقت دلم ميخواست بيايم ايران
اما مادرم همينجا شب يلدا گرفت
و خلاصه بعد از اين تحقيق معلمم جلوي همه به من گفت
تو با آن قهرمان ايراني كه توي اينترنت اسمش پر است چه نسبتي داري...؟
گفتم نوه او هستم.
همه برگشتن به من نگاه كردند
و از آن روز كارم سه برابر شده.
يكي براي خودم درس ميخوانم
يكي هم براي اينكه نگويند نوه جهانپهلوان چيزي سرش نميشود."
--------------------
با سپاس از دوست خوب و گرام که این گزارش را برای من فرستاده
در دستهی:
ايران,
غلامرضا تختي
۱۳۸۹ دی ۲۶, یکشنبه
چنار عباسعلی
آورده اند که حرم سرای عریض و طویل" ناصرالدّین شاه" هر روز شاهد دعوا و رقابت های پنهان و آشکار بود، روزی کنیز یکی از بانوان حرم، مرتکب خلافی می شود و از آن رو که می دانست بانو عصبانی خواهد شد و تنبیهش می کند، تا قبل از آنکه خبر به او رسد خود را به" ری" رسانده و در" عبدالعظیم" بست می نشیند، خبر بست نشینی کنیزک که به شاه می رسد از بانوی حرم می خواهد، گناه کنیز را ببخشد؛ البته این بست نشینی و خروج کنیز از حرم، شاه را به فکر می برد که چاره ای کند تا اهل حرم به هنگام حوادثی این چنین پا به خارج حرم نگذارند و در همان اندرونی، امکان بست نشینی برایشان فراهم باشد! شاه دستور داد اطراف چنار نرده کشیدند و اینگونه شد که آنجا را "چنار عباسعلی" نام گذاشتند، هر که حاجتی داشت و مبتلا به گرفتاری می شد رو به امامزاده ی تازه کشف شده می آورد و دخیل می بست زن های شوهر مُرده، کنیزکان کُتک خورده، یتیمان درد کشیده، مقروضان گرفتار شده، راه ماندگان دست خالی مانده، عاشقان به وصال نرسیده، خلاصه هر مصیبت کشیده ای رو به سوی چنار عباسعلی آورد و کم کم پاتوق هر چه بدبخت و بیچاره و درمانده ای شد! "ناصرالدین شاه" هر چند این حیله به خرج داد تا گرفتاران اهل حرم برای بست نشینی ناچار به خروج از حرم نشوند اما به مرور این امامزاده صاحب شجره نامه و زیارتنامه و برو و بیائی شد تا در پناه این قداست ساختگی، آنچه که مردم از ظلم و بی عدالتی شاه سراغ داشتند را فراموش کنند علم ها و کُتل های برافراشته و پارچه های تکّه تکّه شده و گره خورده بر شاخه های چنار قداست یافته و دیگ های آش و پلو نذری در پای چنار و دعاها و وردهای ساخته شده نیز کم کم مردم را مشغول به آنجا کرد، طوری که پناه جستن به "عبدالعظیم حسنی" و قداست راستین او می رفت که جای خود را به" چنار امامزاده" ای ساختگی در توی حرم شاه بدهد! وه !!... که چه حیله ای است و چه می کُند و چه قدرتی دارد، این" آئین گرائی مذهبی " آنجا که بدل بسازند برای دور ساختن از "اصل" تا مردم مشغول باشند و مجالی برای فکر نیابند. قداست های ساختگی و بدلی، اینگونه اند که هم از اصل و نسخه ی واقعی دور می کنند و هم به مانند "ابزار" وسیله ای برای سوء استفاده تا در فرصتی مناسب در پناه سینه های چاک شده و فریادهای به آسمان رسیده و تعصّب های به جوش آمده، هر چه حقیقت و راستی است به قربانگاه رود! ایرانیان از آن رو که دینمدارند، همین مسئله متاسفانه زمینه ای است تا گاه عده ای با طرح ادعاهای عجیب و غریب و قداست های من در آوردی، سوءاستفاده سیاسی از مردم کنند و وقت مناسب خودش از آن همه شور و فریاد و گریه و دخیل بستن به نفع مرام سیاسی نه چندان روشن خود بهره گیرند! البته که در این بین قشری گری و سطحی نگری و ساده لوحی برخی متدینان نیز بهترین کمک برای سیاه اندیشانی است که در صدد سوءاستفاده اند. چه بر سر دین می آید ؟!! آن گاه که "قشری گری مذهبی" به یاری حیله گران ریاکاری بیاید که می خواهند دین را همچون ابزاری در اختیار خود گیرند چنار عباسعلی به عنوان نمادی از "قداست های ساختگی" اگر الآن به پا نیست، امّا بی شک ریشه هائی داخل در جهل و نادانی توده ها، همچنان قابل رویش دارد و باقی است ---------------------------------- با تشکر از سرکار خانم مریم فرش نشانی و مارال دوست گرام |
در دستهی:
جهل و نادانی,
خرافات
۱۳۸۹ دی ۲۰, دوشنبه
وقتی محرم میآید...
وقتی محرم میآید...
ستار گلمکانی صاحب بزرگترین بنگاه ملک و ماشین شهر، يكماه تکیه راه میاندازد و خودش در روز تاسوعا سر مردم گل میمالد و ۱۱ ماه هم سرشان شیره!
وقتی محرم میآید...
نوید سامورایی! شب ها در تکیه لخت میشود و میانداری میکند و روزها مردم را لخت میکند و زورگیری ...!
وقتی محرم میآید...
فرشید پوسترهای گلزار و مهناز افشار را از بساطش جمع میکند و آخرین ورژن! پوسترهای علیاکبر (ع) و حضرت عباس (ع) را در بساطش پهن ...!
وقتی محرم میآید...
آقای کلانتری تا پایان اربعین تمام پاساژش را سیاه میکند و تا آخر سال هم مشتریهایش را!
حسن روزهای تاسوعا و عاشورا قمه میزند و علم میکشد ولی در ماه رمضان سیگار از لبش نمیافتد!
وقتی محرم میآید...
تقی چشم چران! که پاتوقش همیشه خدا نزدیک مدارس دخترانه است در دستههاي عزاداری اسفند دود میکند!
وقتی محرم میآید...
محسن پشت ماکسیمایش مینویسد "من سگ کوی حسینم" ولی هیچ وقت از چارلی! سگ ۱۱ماههاش دور نمیشود!
وقتی محرم میآید...
حاج منصور مداح معروف شهر بابت ۷ ساعت مداحی حقوق 250 روز یک کارگر را میگیرد!
وقتی محرم میآید...
جباری رییس شرکت لبنیات شیر تو شیر! ۳۰شب شیر صلواتی به خلق خدا میدهد و ۳۳۵ روز هم با اضافه کردن آب شیرشان را میدوشد!
بجایی اینکه بر بد بختی خودشو ن گریه کنند بر بد بختی یکی که هزار سال پیش کشته شده گریه میکنند
وقتی محرم میآید...
حاج آقا کلامی، ۹شب مردم را به تقوی دعوت میکند ولی در شب دهم سر زود پایین آمدن از منبر با هیت امنا دعوا میکند!
وقتی محرم میآید...
هیت امنای مسجد ...علیه السلام! درست وقت اذان ظهر عاشورا قیمه و ناهار عزاداران را شروع میکنند و بعد از آن با انرژی و فلوت! سینه میزنند و گریه میکنند !
باحال هستند.......
۱۳۸۹ آذر ۳۰, سهشنبه
شب یلدا
می ستاییم مهر را
آنکه از آسمان بر فراز برجی پهن
با هزاران چشم بر ایرانیان می نگرد
نگاهبان زورمندی که هرگز خواب به چشم او راه نیابد
آن که مردمان را از نیاز و دشواری برهاند
(اوستا - مهر یشت)
شب چله زاد روز ایزد مهر یا میترا است.نخستین روز زمستان به نام «خوره روز» (خورشید روز)، روز تولد مهر و نخستین روز سال نو بشمار میآمده است.
ایرانیان همواره شیفته ی شادی و جشن بوده اند و این جشن ها را با روشنایی و نور می آراستند. آن ها خورشید را نماد نیکی می دانستند .
تا ۴ قرن پس از مسیح دین میترایسم که به وسیله سربازان رومی به اروپا برده شده بود دین رسمی روم و منطقه هایی تحت کنترل روم بود .پس از نفوذ مسیحیت تمامی رسم ها و شخصیت میترا را روحانیون مسیحی در قالب مسیح زنده کردند حتا زاد روز میترا تا مدت ها با زاد روز مسیح یکی بود پس از دگرگونی گاه شمار از گرگریانیش به جولیانیش این ۳ روز اختلاف بین زاد روز میترا و مسیح پدیدار شد . جالب است بدانیم که میترا ۱۲ هم راه داشت(مسیح هم ۱۲ هم راه ) مادر او ناهید والی پدر ا او ناشناس است (پدر مسیح هم ناشناس). میترا کشته میشود و پس از چند روز زنده میشود (به مانند مسیح ) و بنا بر ایمان میترایسم ها او دوباره در روز پایانی دنیا خواهد آمد .میترا کلاهی بر سر داشت که هنوز هم ان کلاهی که بر سر پا پ است میترا نامیده میشود میترایسم ها درخت سرو را در زاد روز میترا می آراستند و بر بالاترین بخش ان ستاره ای میگذاشتند کاری که امروز مسیحیان با درخت کاج میکنند و ان را میاریاند و بر بالایی ان ستاره ای میگذراند
با آرزویی پیروزی سپیدی و روشنی بر تیرگی .
شاد باشد و پر مهر و هر روزتان خورشید روز
در دستهی:
جشن ،فرهنگ ،شب یلدا
۱۳۸۹ آذر ۲۶, جمعه
صلح همیشه زیباست
نردیک شب کریسمس است و سال نو مسیحی یاد این داستان افتادم که بدانیم صلح همیشه زیباست
عکس سربازان و افسران المانی و انگلیسی و فرانسوی
۲۴ سپتامبر ۱۹۱۴ ارتشهای آلمان بریتانیا و فرانسه در جریان جنگ جهانی اول در بلژیک با هم میجنگیدند. شب کریسمس جنگ را تعطیل میکنند تا دست کم برای چند ساعت کریسمس را جشن بگیرند. در ارتش آلمان یکی از سربازان که سابقه خواندن در اپرا را نیز دارد شروع به خواندن ترانه کریسمس مبارک میکند.صدای خواننده آلمانی را سربازان جبهه های دیگر میشنوند و با درفش سفید به نشانه صلح از خاکریز بالا می آیند و بسوی ارتش آلمان میروند.آنشب سربازان ۳ ارتش در کنار هم شام میخورند و کریسمس را جشن میگیرند ولی هر ۳ فرمانده توافق میکنند که از روز بعد صلح شکسته شود و جنگ را از سر بگیرند
صبح روز بعد دست و دل سربازان برای جنگ نمیرفت.شب پیش آنقدر با دشمن رفیق شده بودند که بی خیال جنگ شدند و از پشت خاکریز برای هم دست تکان میدادند!چند ساعت که گذشت باز هم درفش سفید بالا رفت و پس از گفتگوی ۳ نماینده ارتشها تصمیم بر این گرفته شد که برای سرگرم شدن با هم فوتبال بازی کنند.آنها آنقدر با هم رفیق میشوند که با هم عکس میگیرند و حتی نشانی خانه های خود را به همدیگر میدهند تا پس از جنگ به کشور های هم سفر کنند!کار به جایی میرسد که این ۳ ارتش به هم پناه میدهند و ...
تنها چیزی که باعث میشود تا قضیه لو برود متن نامه هایی بود که سربازان برای خانواده هایشان فرستاده بودند و به آنها اطمینان داده بودند که اینجا از جنگ خبری نیست
این رویداد نشان میدهند که مردم هیچگاه خواهان جنگ نیستند و این دولت ها و حکومت ها هستند که با سهش ناسیونالیستی و یا مذهبی و سیاسی انها بازی کرده انها را به کام مرگ میفرستند و خود در بهترین شرایط زندگی میکنند و خود را قهرمان مینامند نمونه ان را در کشور خود دیدیم
-----
سال ۲۰۰۵ هم کریستین کاریون با استناد به مدارک این اتفاق فیلمی بنام "کریسمس مبارک"میسازد
۲۴ سپتامبر ۱۹۱۴ ارتشهای آلمان بریتانیا و فرانسه در جریان جنگ جهانی اول در بلژیک با هم میجنگیدند. شب کریسمس جنگ را تعطیل میکنند تا دست کم برای چند ساعت کریسمس را جشن بگیرند. در ارتش آلمان یکی از سربازان که سابقه خواندن در اپرا را نیز دارد شروع به خواندن ترانه کریسمس مبارک میکند.صدای خواننده آلمانی را سربازان جبهه های دیگر میشنوند و با درفش سفید به نشانه صلح از خاکریز بالا می آیند و بسوی ارتش آلمان میروند.آنشب سربازان ۳ ارتش در کنار هم شام میخورند و کریسمس را جشن میگیرند ولی هر ۳ فرمانده توافق میکنند که از روز بعد صلح شکسته شود و جنگ را از سر بگیرند
صبح روز بعد دست و دل سربازان برای جنگ نمیرفت.شب پیش آنقدر با دشمن رفیق شده بودند که بی خیال جنگ شدند و از پشت خاکریز برای هم دست تکان میدادند!چند ساعت که گذشت باز هم درفش سفید بالا رفت و پس از گفتگوی ۳ نماینده ارتشها تصمیم بر این گرفته شد که برای سرگرم شدن با هم فوتبال بازی کنند.آنها آنقدر با هم رفیق میشوند که با هم عکس میگیرند و حتی نشانی خانه های خود را به همدیگر میدهند تا پس از جنگ به کشور های هم سفر کنند!کار به جایی میرسد که این ۳ ارتش به هم پناه میدهند و ...
تنها چیزی که باعث میشود تا قضیه لو برود متن نامه هایی بود که سربازان برای خانواده هایشان فرستاده بودند و به آنها اطمینان داده بودند که اینجا از جنگ خبری نیست
این رویداد نشان میدهند که مردم هیچگاه خواهان جنگ نیستند و این دولت ها و حکومت ها هستند که با سهش ناسیونالیستی و یا مذهبی و سیاسی انها بازی کرده انها را به کام مرگ میفرستند و خود در بهترین شرایط زندگی میکنند و خود را قهرمان مینامند نمونه ان را در کشور خود دیدیم
-----
سال ۲۰۰۵ هم کریستین کاریون با استناد به مدارک این اتفاق فیلمی بنام "کریسمس مبارک"میسازد
۱۳۸۹ آذر ۲۳, سهشنبه
شکلات
برخی دوستی ها "تا" نداره برخی هم داره
بیاد بهترین دوست که دوستی او" تا" نداشت,
-----------------------
با یک شکلات شروع شد من یک شکلات گذاشتم تو دستش اون هم یک شکلات گذشت تو دست من من بچه بودم اون هم بچه بود سرمو بالا کردم اون هم سرشو بالا کرد دید منو میشناسه گفت دوستیم گفتم دوست دوست گفت تا کجا ?
گفتم دوستی که "تا "نداره گفت "تا" مرگ گفتم من که گفتم دوستی" تا" نداره گفت باشه تا پس از مرگ گفتم نه, نه, نه, نه, تا نداره. گفت قبوله تا انجا که همه زنده میشن یعنی زندگی پس از مرگ بازم با هم دوستیم تا بهشت تا جهنم تا هر جا که باشه منو تو با هم دوستیم خندیم گفتم تو براش تا هر کجا که دلت میخواد یک تا بزار یک تا بکش از سره این دنیا تا اون دنیا اما من اصلآ براش تا نمیزارم نگاهم کرد نگاش کردم باور نمیکرد میدونستم اون میخواست حتمن دوستی ما" تا" داشته باشه
دوستی بدون" تا "را نمیفهمید گفت بیا برا دوستیمون یک نشونه بزاریم گفتم باشه تو بگو گفت شکلات ! هر بار که همو میبینیم یک شکلات ماله تو یک شکلات ماله من گفت باشه گفتم باشه هر بار همو میدیدیم من یک شکلات میذاشتم کفه دستش اون هم یک شکلات میذاشت کفه دست من باز هم دیگرو نگاه میکردیم یعنی اینکه دوستیم دوست دوست ! من تندی شوکلاتمو باز میکردم میذاشتم تو دهانم و تندو تند میمکیدم .میگفت شکمو تو دوست شکموی منی و شوکلادشو میذاشت تو یک صندوقچه قشنگ میگفتم بخورش میگفت تموم میشه میخوام تموم نشه برا همیشه بمونه .صندوقش پر از شکلات شده بود هیچ کدومشو نمیخورد من همشو خورده بودم گفتم اگه یک روز شکلاته مورچه ها بخوران یا کرم ها اون وقت چی کار میکنی ؟ گفت مواظبشون هستم گفت میخوام نگرشون دارم تا موقعی که دوست هستیم من شوکلاتامو میذاشتم تو دهانم و میگفتم نه نه نه دوستی که تا نداره یک سال دو سال ۴ سال ۱۰ سال ۲۰ سالش شده من بزرگ شدم اون هم بزرگ شده من همه شوکلاتامو خوردم اون همه شوکولاتاشو نگه داشته . اون امده امشب تا خداحافظی کنه گفت میره ولی زود برمیگرده من که میدونم دیگه برنمیگرده یادش رفت شکلات به من بده من که یادم نرفته یک شکلات گذشتم کفه یک دستش گفتم این ماله خوردن یکی هم گذشتم اون کفه دستش گفتم این هم ماله صندوقچت. یادش رفته بود که صندوقی داره برا شوکلاتاش.هر دو تا رو خورد . خندیدم میدونستم دوستی من تا نداره ولی دوستی اون تا داره مثل همیشه . خوب شد همه شوکولاتمو خوردم ولی اون هیچ کدومشو نخورده. حالا با یک صندوق پره شکلات هایی نخورده چی کار میکنه ؟؟؟؟
------------------
نام سراینده :؟؟؟؟
دکلمه زیبا این سروده در یوتوب http://www.youtube.com/watch?v=pQG8GYTqeys
بیاد بهترین دوست که دوستی او" تا" نداشت,
-----------------------
با یک شکلات شروع شد من یک شکلات گذاشتم تو دستش اون هم یک شکلات گذشت تو دست من من بچه بودم اون هم بچه بود سرمو بالا کردم اون هم سرشو بالا کرد دید منو میشناسه گفت دوستیم گفتم دوست دوست گفت تا کجا ?
گفتم دوستی که "تا "نداره گفت "تا" مرگ گفتم من که گفتم دوستی" تا" نداره گفت باشه تا پس از مرگ گفتم نه, نه, نه, نه, تا نداره. گفت قبوله تا انجا که همه زنده میشن یعنی زندگی پس از مرگ بازم با هم دوستیم تا بهشت تا جهنم تا هر جا که باشه منو تو با هم دوستیم خندیم گفتم تو براش تا هر کجا که دلت میخواد یک تا بزار یک تا بکش از سره این دنیا تا اون دنیا اما من اصلآ براش تا نمیزارم نگاهم کرد نگاش کردم باور نمیکرد میدونستم اون میخواست حتمن دوستی ما" تا" داشته باشه
دوستی بدون" تا "را نمیفهمید گفت بیا برا دوستیمون یک نشونه بزاریم گفتم باشه تو بگو گفت شکلات ! هر بار که همو میبینیم یک شکلات ماله تو یک شکلات ماله من گفت باشه گفتم باشه هر بار همو میدیدیم من یک شکلات میذاشتم کفه دستش اون هم یک شکلات میذاشت کفه دست من باز هم دیگرو نگاه میکردیم یعنی اینکه دوستیم دوست دوست ! من تندی شوکلاتمو باز میکردم میذاشتم تو دهانم و تندو تند میمکیدم .میگفت شکمو تو دوست شکموی منی و شوکلادشو میذاشت تو یک صندوقچه قشنگ میگفتم بخورش میگفت تموم میشه میخوام تموم نشه برا همیشه بمونه .صندوقش پر از شکلات شده بود هیچ کدومشو نمیخورد من همشو خورده بودم گفتم اگه یک روز شکلاته مورچه ها بخوران یا کرم ها اون وقت چی کار میکنی ؟ گفت مواظبشون هستم گفت میخوام نگرشون دارم تا موقعی که دوست هستیم من شوکلاتامو میذاشتم تو دهانم و میگفتم نه نه نه دوستی که تا نداره یک سال دو سال ۴ سال ۱۰ سال ۲۰ سالش شده من بزرگ شدم اون هم بزرگ شده من همه شوکلاتامو خوردم اون همه شوکولاتاشو نگه داشته . اون امده امشب تا خداحافظی کنه گفت میره ولی زود برمیگرده من که میدونم دیگه برنمیگرده یادش رفت شکلات به من بده من که یادم نرفته یک شکلات گذشتم کفه یک دستش گفتم این ماله خوردن یکی هم گذشتم اون کفه دستش گفتم این هم ماله صندوقچت. یادش رفته بود که صندوقی داره برا شوکلاتاش.هر دو تا رو خورد . خندیدم میدونستم دوستی من تا نداره ولی دوستی اون تا داره مثل همیشه . خوب شد همه شوکولاتمو خوردم ولی اون هیچ کدومشو نخورده. حالا با یک صندوق پره شکلات هایی نخورده چی کار میکنه ؟؟؟؟
------------------
نام سراینده :؟؟؟؟
دکلمه زیبا این سروده در یوتوب http://www.youtube.com/watch?v=pQG8GYTqeys
با آرزویی اینکه همه دوستی ها بدونه" تا" باشه
۱۳۸۹ آذر ۱۵, دوشنبه
آیات زن ستیزانه کتاب هایی مذهبی یهودیان و مسیحیان
یک نگاه بسیار کوتاه نخست به دیدگاه ایرانیان در باره زن و انگاه دین های سامی :
در ایران باستان 3 امشاسپند زن و 3 دیگری مرد هستند برابری در امشاسپندان .
اشو زرتشت به دختر خود پورچیستا میگوید که همسرش را با خرد خود برگزیند
در یشت ها آمده است: « فروهر همه مردان و زنان نیک را می ستاییم.
در فصل ۳۸ یسنا آمده است: « ای اهورامزدا زنان این سرزمین را می ستاییم و زنانی که آیین راستی و نیکی برخوردارند.»
باید گفت که دینهای سامی که رییشه آنها دین یهود است در بیشتر موارد هم سو هستند
در اینجا تنها گوشه ای از این گفتار ، بمانند همه نوشتهایم این نوشته تنها برای روشنگریست و نه توهین به هم میهنان و دیگر یهودی و مسیحی هایی این گیتی , باید دین خود را بهتر بشناسند و ان ها هم بداند پروردگار دینی یا نژادی و قومی را برتر از دیگری نمیداند اگر بداند دیگر ان پروردگار دادگر و دادگستر نمیتواند باشد
در اینجا آیات زن ستیزانه کتاب هایی مذهبی یهودیان و مسیحیان
که دوستان فریب سخنان زیبای کشیشان را نخورند و بدانند در پایه تفاوتی نیست و به قولی ریشه نخستین در دینهایی سامی یهودیت بوده
آیه 16 باب سوم کتاب آفرینش که زنان را مخاطب قرار میدهد آنان را اینگونه تحقیر میکند:
"درد و زجر زایمان را برایت چند برابرخواهم کرد و تو در بحران درد و رنج
فرزندت را خواهی زائید.همچنین باید بدانی با وجود اینکه به تو قدرت زایش فرزند داده ام، ولی باید همچنان وفاداری و علاقه و محبتت رانسبت به شوهرت نگهداری کنی و بدانی که او باید بر تو فرمانروائی کند."
در ایران باستان 3 امشاسپند زن و 3 دیگری مرد هستند برابری در امشاسپندان .
اشو زرتشت به دختر خود پورچیستا میگوید که همسرش را با خرد خود برگزیند
در یشت ها آمده است: « فروهر همه مردان و زنان نیک را می ستاییم.
در فصل ۳۸ یسنا آمده است: « ای اهورامزدا زنان این سرزمین را می ستاییم و زنانی که آیین راستی و نیکی برخوردارند.»
باید گفت که دینهای سامی که رییشه آنها دین یهود است در بیشتر موارد هم سو هستند
در اینجا تنها گوشه ای از این گفتار ، بمانند همه نوشتهایم این نوشته تنها برای روشنگریست و نه توهین به هم میهنان و دیگر یهودی و مسیحی هایی این گیتی , باید دین خود را بهتر بشناسند و ان ها هم بداند پروردگار دینی یا نژادی و قومی را برتر از دیگری نمیداند اگر بداند دیگر ان پروردگار دادگر و دادگستر نمیتواند باشد
در اینجا آیات زن ستیزانه کتاب هایی مذهبی یهودیان و مسیحیان
که دوستان فریب سخنان زیبای کشیشان را نخورند و بدانند در پایه تفاوتی نیست و به قولی ریشه نخستین در دینهایی سامی یهودیت بوده
آیه 16 باب سوم کتاب آفرینش که زنان را مخاطب قرار میدهد آنان را اینگونه تحقیر میکند:
"درد و زجر زایمان را برایت چند برابرخواهم کرد و تو در بحران درد و رنج
فرزندت را خواهی زائید.همچنین باید بدانی با وجود اینکه به تو قدرت زایش فرزند داده ام، ولی باید همچنان وفاداری و علاقه و محبتت رانسبت به شوهرت نگهداری کنی و بدانی که او باید بر تو فرمانروائی کند."
۱۳۸۹ آذر ۹, سهشنبه
مفهوم این عکس چیست؟
این روزها پوستر های خنده دار یکی پس ار دیگری برای "اشاعه حجاب " همه جا دیده میشود یک روز شکلات بدون ورق روی ان, یک روز شیرینی تو ویترین و بیرون ولی این باحالترین هست
عکس یک صندلی با سه پایه است و یک پایه ان شکسته و در پایین عکس با یک فرمول سخت ریاضی ثابت کرده زن منهای ححاب مساوی یا صندلی با یک پایه شکسته !!! و در پایین نوشته زن بدون ححاب بماندد صندلی 3 پایه است !!!))
مفهوم این عکس چیست؟
الف: زنی که حجاب ندارد مثل صندلی پایه شکسته قابل نشستن نیست.
ب: زنی که حجاب ندارد مثل صندلی پایه شکسته قابل استفاده نیست.
ج: تنها زنان با حجاب قابل استفاده هستند. !!!!
د: تنها روی زنان با حجاب میتوان نشست. !!!
ه: دیدگاه شما چیست؟
اينم دیدگاه من:
معنی نمی خواد که...خودش توضیح داده منظورش چیه.
یعنی اگه چهار پایه داشته باشی=باحجاب باشی=همه سوارت می شن
و اگه سه پایه داشته باشی=بی حجاب باشی=هر کی بخواد سوارت شه گردنش خورد میشه.
ایرادشو به "اشاعه دهندگان حجاب و مبازره با بی عفتی " بگیرید ما بیگناهیم
---------------
۱۳۸۹ آذر ۸, دوشنبه
جبرئیل از بهشت شام برای ما آورد!
حضرت ایت الله علم ا لهدی امام ج معه محترم مشهد نقل می کند . شبی بدون هماهنگی قبلی به منزل مقام مع ظم ره بری واردشدیم . سا عتی گذشت، دید یم از شام خبری نیست حتی بوی غذا هم نمی اید کمی بی حوصله شد ه بودیم ،با خود گفتم شاید اقا در نظر دارند به خاطر عدم هما هنگی قبلی ،ما را تنبیه کنند وامشب را به ما گرسنگی بد هند. در همین افکار بودم که دیدم کسی ،مرا صدا می زند رفتم جلو ، اقایی را با چهر ه ای نورانی وغذایی در دست دیدم . گفت: بفر مایید تنا ول کنید خوش به حال مهمان اقا .گفتم: چرا؟ گفت :حضرت جبر ئیل این غذا را از بهشت اورده .خم شدم تا دستهای این مرد را ببوسم، دیدم به طرف اسمان حرکت کرد.
----------------------------------------------------
این جبرئیل هم پارتی بازی میکنه این همه فقیر و بی چاره غذا را برده خونه کی ها
۱۳۸۹ آذر ۳, چهارشنبه
«نماز به تو ای آتش، ای بزرگ ترین آفریده ی اهورامزدا و سزاوار ستایش»
یسنا 62، بند 9
آذرگان خجسته باد
--------------------------------------------------
یک داستان
در گذشته های دور پادشاهی بیگانه بر سرزمین مادری چیره شد. او بد خواه ولی زیرک بود. و وزیری داشت از خودش بسی بد خواه تر و زیرک تر. به او امر کرد که راهی بیاب تا بر روح و جان این مردمان چیره شوم بدون آنکه بفهمند و پرخاشی بکنند. وزیر فکری کرد و طوماری بنبشت و به جارچیان داد تا در سراسر شهرها و دهات ها بخوانند. قوانین جدید باور به دین قدیم و سواد آموزی را غیر قانونی اعلام کرد. و مالیاتها را به سه برابر افزایش داد. شب زفاف اروس از آن شاه بود و" ارزش جان مردمان به اندازه چهارپایان کشور همسایه که میهن اصلی شاه بود" اعلام شد. هر گونه اعتراض و مخالفت با این قوانین مجازات مرگ داشت و در نهایت طبق این قوانین گو...( خارج کردن باد روده )هم ممنوع اعلام شد.
یسنا 62، بند 9
آذرگان خجسته باد
--------------------------------------------------
در گذشته های دور پادشاهی بیگانه بر سرزمین مادری چیره شد. او بد خواه ولی زیرک بود. و وزیری داشت از خودش بسی بد خواه تر و زیرک تر. به او امر کرد که راهی بیاب تا بر روح و جان این مردمان چیره شوم بدون آنکه بفهمند و پرخاشی بکنند. وزیر فکری کرد و طوماری بنبشت و به جارچیان داد تا در سراسر شهرها و دهات ها بخوانند. قوانین جدید باور به دین قدیم و سواد آموزی را غیر قانونی اعلام کرد. و مالیاتها را به سه برابر افزایش داد. شب زفاف اروس از آن شاه بود و" ارزش جان مردمان به اندازه چهارپایان کشور همسایه که میهن اصلی شاه بود" اعلام شد. هر گونه اعتراض و مخالفت با این قوانین مجازات مرگ داشت و در نهایت طبق این قوانین گو...( خارج کردن باد روده )هم ممنوع اعلام شد.
۱۳۸۹ آبان ۲۹, شنبه
زينب باجي
زينب معروف به « زينب باجي» در يكي از محلات قديمي تبريز در يك خانواده روستايي به دنيا آمده . شهرت زينب از زماني آغاز مي شود كه ناصرالدين شاه امتياز خريد و فروش تنباكو درايران را به يك شركت انگليسي واگذار مي كند. تبريز نخستين شهري است كه درفش مخالفت را در برابر اين ستم كه به ملت ايران رواداشته شده بلند مي كند. بازار تبريز به نشانه اعتراض بسته مي شود ، و بيشتر از بيست هزار نفر مسلح مي شوند و به شاه تلگراف مي زنند كه به هيچوجه زيربار اين قرارداد نخواهند رفت. اما ماموران دولتي با زور و تهديد بازاريان را وادار به بازكردن مغازه ها مي كنند.
۱۳۸۹ آبان ۲۶, چهارشنبه
گفتگویی بين لئوناردو باف و دالايىلاما
لئوناردو باف يک پژوهشگر دينى شناخته شده در برزيل است. متن زير، نوشته اوست:
در ميزگردى که درباره «دين و آزادى» برپا شده بود و دالايىلاما هم در آن حضور داشت، من با کنجکاوى، و البته کمى بدجنسى، از او پرسيدم: عالى جناب، بهترين دين کدام است؟
خودم فکر کردم که او لابد خواهد گفت: «بودايى» يا «اديان شرقى که خيلى قديمىتر از مسيحيت هستند.»
دالايىلاما کمى درنگ کرد، لبخندى زد و به چشمان من خيره شد ... و آنگاه گفت:
«بهترين دين، آن است که شما را به خداوند نزديکتر سازد. دينى که از شما آدم بهترى بسازد.»
من که از چنين پاسخ خردمندانهاى شرمنده شده بودم، پرسيدم:
آنچه مرا انسان بهترى مىسازد چيست؟
در دستهی:
دين
۱۳۸۹ آبان ۱۹, چهارشنبه
حسن نصرالله با تمام بىشعوريش فهميد كه ايران به گروگان گرفته شده است
حسن نصرالله با تمام بىشعوريش فهميد كه ايران به گروگان گرفته شده است
حسن نصرالله، از نظام جمهورى اسلامى و اعراب تندرو، گفته است ايران سرزمين پارسي نيست چرا كه خميني و خامنهاى، عرب هستند. از اين جسارت كه او به خود اجازه داده و نام بلند ايران را بر زبان رانده كه بگذريم، حرفش بىربط نيست. آرى ايران بانوي ما را گرو گرفته اند و همه ملت ايران، فرهنگ ايران، تمدن ايران و منابع ايران، در اسارت است در دست بىوطنانى كه چون عقربى بساط خود را پهن كرده اند نفس بر هر اسيرى مىبرند. آرى حسن نصرالله با تمام بيشعوريش فهميد. ايران، سرزمين گل و بلبل، سرزمين شعر و ادب، خاك دليران، مهد تمدن، خانه پدرى من، كنام مام ميهن، در اسارت است. در اسارت.
حسن نصرالله، از نظام جمهورى اسلامى و اعراب تندرو، گفته است ايران سرزمين پارسي نيست چرا كه خميني و خامنهاى، عرب هستند. از اين جسارت كه او به خود اجازه داده و نام بلند ايران را بر زبان رانده كه بگذريم، حرفش بىربط نيست. آرى ايران بانوي ما را گرو گرفته اند و همه ملت ايران، فرهنگ ايران، تمدن ايران و منابع ايران، در اسارت است در دست بىوطنانى كه چون عقربى بساط خود را پهن كرده اند نفس بر هر اسيرى مىبرند. آرى حسن نصرالله با تمام بيشعوريش فهميد. ايران، سرزمين گل و بلبل، سرزمين شعر و ادب، خاك دليران، مهد تمدن، خانه پدرى من، كنام مام ميهن، در اسارت است. در اسارت.
اشتراک در:
پستها (Atom)


















